|
محمدمهدی کریمینیا؛
مقدمّه
مقصود از «الگو» و «اسوه»پذیری حالتی است که انسان به هنگام پیروی از غیر خود پیدا میکند. فردی که از او پیروی میشود، ممکن است اسوه نیک یا بد باشد. در قرآن کریم، گاه به صراحت و گاه بدون تصریح، به پیروی از کسی سفارش میکند. از جمله حضرت ابراهیم علیهالسلام الگو معرفی شده است: «قد کانت لکم اسوة حسنه فی ابراهیم والذین معه» (ممتحنه: 4)؛ قطعا برای شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانی که با اویند، سرمشقی نیکوست.
در مورد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز میفرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنةٌ لمن کان یرجوا اللّه و الیومَ الاخر و ذَکَر اللّه کثیرا» (احزاب :21)؛ برای شما در (زندگی) رسول خدا الگوی نیکویی است، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.
امام علی علیهالسلام ؛ الگوی خدمت رسانی
تاریخ و شرح حال بزرگان عالم و شخصیتهای آسمانی برای هرکس بهترین سرمشق و عالیترین الگوی زندگی است. در این میان، شرح زندگی امام امیرالمؤمنین علیهالسلام ، دوّمین شخصیت جهان انسانیت، از اهمیّت خاصی برخوردار است؛ چه اینکه بررسی زندگانی ایشان روح فضیلت، پاکی، ایمان، تقوا، فداکاری، استقامت، شجاعت، فتوّت، و پیروی از حق را در خواننده تقویت میکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در شأن امام علی علیهالسلام میفرماید: «ما عَرَفَکَ حقَّ معرفتک غیرُاللهِ و غیری»؛(1) غیر از خدا و من هیچ کس دیگری حق معرفت تو را نشناخت.
آری، ابعاد گوناگون آن شخصیت بیهمتا، قابل وصف و شمارش نیستند. یکی از ابعاد زندگانی آن بزرگوار، خدمترسانی و توجه به نیازمندان است. آن حضرت در این راه یک لحظه آرام نداشت و در این راه، تمامی سعی و تلاش خویش را به کار میبرد و دیگران را نیز بدین امر مهم تشویق مینمود.
در اخبار شاهان پیشینه هست
که چون تُکله(1)
بر تخت زنگی نشست
به دورانش از کس نیازرد کس
سَبَق بُرد(2)
اگر خود همین بود و بس
چنین گفت یک ره(3)
به صاحبدلی
که عمرم به سر رفت، بیحاصلی
بخواهم به کُنج عبادت نشست
که دریابم این پنج روزی که هست
چو میبگذرد مُلک و جاه و سریر
نبُرد از جهانْ دولت، الّا فقیر
چو بشنید دانای روشن نَفَس
به تندی برآشفت کای تُکله، بس!
عبادت(4)
بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجّاده و دلق نیست
تو بر تخت سلطانی خویش باش
به اخلاق پاکیزه، درویش باش
به صدق و ارادت، میان بستهدار(5)
ز طامات(6)
و دعوی، زبان بستهدار
قدم(7)
باید اندر طریقت، نه دَم
که اصلی ندارد دَمِ بیقدم(8)
بزرگان که نقد صفا داشتند
چنین خرقه زیر قبا داشتند.(9)
خداوند در قرآن کریم، هدف از خلقت انسان را عبادت خود ذکر کرده است، آنجا که میفرماید:
و جِنّ و اِنس را نیافریدم، جز برای آنکه مرا بپرستند.(10)
پدیدآورنده: جواد محدّثی،
دانی که خدا چرا تو را داده دو دست؟
من معتقدم که اندر آن سرّی هست
یک دست به کار خویشتن پردازی
بادست دگر ز بیکسان گیری دست
حسّ بشری
دنیا، بستری برای ساختن خانه آخرت است.
کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی است که «سرای آخرت» را برای انسان بنیان مینهد و آباد میسازد و این توفیقی است که در همه کس نیست و لطفی است الهی که بر دست برخی از بندگان شایسته جاری میشود و به مردم میرسد.
سیادت و سروری نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزی برای آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم»(1)
گاهی بعضی از اعضای بدن «بی حسّ» میشود و هیچ درد و جراحت و آزاری را درک نمیکند. این «عصب مُردگی»، گاهی هم در اندام روح بشر پدید میآید. آدمها هم گاهی «احساس» خویش را از دست میدهند و از رنج دیگران و محرومیّت فقیران و نیازهای نیازمندان، تأثر و و تألّمی در خود حسّ نمیکنند و عضوی جدا شده از پیکره جامعه میشوند. این نیز نوعی «عصب مردگی انسانی» است.
اگر سعدی میگوید: «بنی آدم اعضای یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمیزادگان را همچون اعضای یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و «چو عضوی به درد آورد روزگار دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار».
حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بی حسّی» است، یعنی نوعی «مُردگی»!
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
پدیدآورنده:سیدمحمود طاهری،
بزرگان و دغدغه خدمت به خلق
انسانهای بزرگ همواره در اندیشه دیگرانند و دل در گرو خدمت به مردم مینهند.سعدی شیرازی، از جمله این بزرگان است که هم خویش را به این صفت آراست و هم دیگران را به این خیر بزرگ فراخوانده است.
وی که سالها جهت کسب حکمت و تجربه، تلخی سفر را تحمل کرد و به تعبیر خودش، «تا دورترین نقاط جهان نیز به پیش رفت»، نخستین مسئلهای که پس از آن سفر پرمایه، ذهنش را به خود مشغول ساخت، خدمت به مردم بوده است تا بر ایشان تحفههایی از علم و معنویت به ارمغان آرد و کام آنان را با سخنانی شیرینتر از قند حلاوت بخشد، چنان که خود، این گونه سروده است:
دریغ آمدم ز آن همه بوستان تهیدست رفتن سوی دوستان
به دل گفتم از مصر، قند آورم برِ دوستان ارمغانی برم
مرا گر تهی بود از آن قند، دست سخنهای شیرینتر از قند هست
نه قندی که مردم به صورت خورند که ارباب معنی به کاغذ برند
اهتمام و عنایت سعدی به مردم، تا آنجاست که حاضر میشود، «چون عود، در آتش اندیشه بسوزد»، تا در نتیجه، عطر دلاویز خدمت را در میان آدمیان بپراکند و روحشان را بدین وسیله بنوازد:
سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود خویشتنِ سوختهام تا به جهان بو برود
پدیدآورنده:احمد محسن زاده،
خدمت رسانى يعنى سود رسانى و خير رسانى كه انسان هر چه توان دارد به ديگران سود رساند و مشكلات و نيازهاى مردم را برطرف سازد.
امام «ره» يكى از تربيت شدگان بزرگ مكتب اهلبيت طهارت، خدمت به مردم را خدمت به خداوند متعال مىداند، آنجا كه مىفرمايد: «خود را براى خدمت به اسلام و ملت محروم مهيا كنيد. كمر به خدمت بندگان خدا كه خدمت به خداست ببنديد».
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «من كان فى حاجةِ اخيه كان اللّه فى حاجتِهِ»؛ «كسى كه در پى حاجت مردم باشد، خداوند نيز در پى برآوردن حاجت اوست.»
امام على (عليهالسلام) فرمود: «ليكن احبّ الناسِ اليك و احظاهم لديك اكثرهم سعيا فى منافع الناسِ»؛ «محبوبترين مردم در نزد تو كسى باشد كه براى رفع مشكلات مردم بيشتر تلاش مىكند.»
در نتيجه خدمت گزاران صادق در دل مردم جاى گرفته و از محبت خاصى برخوردار مىشوند كه در زندگى ممدوح مردم بوده و در صورت نبود و درگذشتشان از دعاى آنان برخوردار مىشوند.
خدمت رسانى، برتر از بسيارى از عبادتهاى مستحب است. امام صادق (عليهالسلام) فرمود: «مَنْ طافَ بهذا البَيْتِ طَوافا واحدا كَتَبَ اللّه لَهُ ستَّة آلافٍ حَسَنَةً و محاعَنْه سِتَّة اَلافِ سيِّئة و رَفعُ لَهُ سِتَّةَ آلافِ دَرَجَةً حتّى اذا كان عِنْدَ الْمُلْتَزَم، فَتَحَ لَهُ سَبْعَة أبواب من أبوابِ الجَنَّة، قُلْتُ جُعِلْتُ فِداك هذا الفَضْلَ كُلّهُ فِى الطّواف؟ قال: نَعَم، وَ اُخبُركَ اَفضل من ذلك فى الطّواف؟ قضاءُ حاجَةِ المُسْلِمِ أفْضلُ مِنْ طوافٍ و طوافٍ حتى بَلَغ عَشْرا».
«كسى كه خانه خدا را يك بار طواف كند خدا براى او شش هزار حسنه مىنويسد و شش هزار گناه او را مىبخشد و شش هزار درجه او را بالا مىبرد و آن گاه كه در قسمت «ملتزم» كنار كعبه قرار گيرد، هفت باب از ابواب جنت برويش گشوده شود. به امام گفتم: فدايت شوم، اين همه پاداش، مربوط به طواف است؟ امام پاسخ داد: به تو خبر مىدهم از چيزى كه از حيث پاداش از اين برتر باشد و آن برآورده ساختن حوايج مسلمانان است كه برتر است از «طواف» و «طواف»... و امام تا ده «طواف» را تكرار بر شمرد.»
پدیدآورنده: محمد عابدی ،
ابعاد شخصیتی معصومان علیهم السلام از جمله امام سجاد علیه السلام چنان گسترده است که در هر بعدی از نیازهای بشری میتوان الگوی کاربردی، ارائه و تشنگان هدایت را از سرچشمههای فضائل آنان سیراب کرد . بیشک یکی از مشخصههای بشر از آغاز خلقت تاکنون - و قطعا تا پایان جهان - زندگی جمعی اوست; اجتماعی که در آن هر کس بر اساس استعدادها و نحوه برخورداری از امکانات، موقعیتی مییابد و در تعامل با دیگران نیازمندیهای خود را رفع میکند و در مقابل آن، نیازهای دیگران را برطرف میسازد . اعضای جامعه بشری - که ما هم عضوی از آن هستیم - هیچ کدام به تنهایی توان رفع نیازهای ضروری برای تداوم حیات را ندارند . از این رو با رو آوردن به «زندگی جمعی» هر کدام بنابر استعداد و توان خود، بخشی از نیازهای دیگران را تامین میکند تا در برابر، آنان هم نیازهای وی را رفع کنند . امام سجاد علیه السلام به خوبی میدانست که بی نیاز مطلق، خداست و غیر او، همه به هم نیازمندند . لذا وقتی شنید مردی میگوید: خدایا! مرا از خلق خود بی نیاز کن . فرمود:
«لیس هکذا، انما الناس بالناس ولکن قل: اللهم اغننی عن شرار خلقک (1) ; این گونه نیست، مردم به مردم نیازمندند . اما بگو: خدایا! مرا از مردم بد کیش بی نیاز کن .»
به این دلیل ما باید به یک حقیقت مهم و در عین حال فراموش شده توجه کنیم و آن، حقی است که جامعه (و افراد آن) به دلیل ایفای نقش در تداوم زندگی ما دارند . و این، همان حقی است که امام زین العابدین علیه السلام در کنار دو حق دیگر (حق خدا و حق خود) در رساله حقوق از آن یاد میکند و حقوق گروههایی مثل رهبران، زیردستان، خویشان، نیکوکاران و تودههای مردم مانند همسایه، رفیق، شریک، سائل و نیازمند و حتی حقوق اموال و ... را تذکر میدهد . و از همین جایگاه است که انسانها جهت ادای این حقوق موظف به «خدمت» به هم هستند . در واقع اسلام با این دید دقیق و عمیق، خاستگاه «خدمتبه خلق» را «حق خلق» میداند و معتقد است مردم باید خادم هم باشند چون به گردن هم حق دارند .
پدیدآورنده:محمد صالحی،
خدمت رسانی در سیره امام رحمهالله و علما
قرآن مجید آراستگی عموم پیامبران الهی را به دو ویژگی خیرخواهی و امانتداری لازم میداند.
پیامبران با داشتن این دو صفت پسندیده، صادقانه با مردم روبهرو میشدند و در خدمت آنان بودند.
حرف دل خویش را با آنها در میان مینهادند و درد و رنج حرف دل آنها را میشنیدند و برای کمک به مردم و رفع نیاز آنان و برای رفاه و آسایش و پیشرفت مادی و معنوی آنها خود را به زحمت میانداختند. (توبه: 128)
امام خمینی رحمهالله نیز با پیروی از این سیره پسندیده، پیوندی عمیق و ناگسستنی با ملت خویش و همه عاشقان انقلاب برقرار کرد که تا سالیان دراز ادامه خواهد یافت. عشق به مردم و تصمیم قاطع بر حل گرفتاریهای آنان و ارائه خدمت خالصانه، در گفتار و تصمیمگیریهای ایشان موج میزد. امت اسلامی را با تمام وجود دوست میداشت، خود را وقف خدمت به آنان کرد و خود را وامدار مردم میدانست. آنان را ولینعمت خویش و خود را خدمتگزار آنان معرفی میکرد.
به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت اللّه خامنهای:
آن اراده نیرومندی که کوههای عظیم در مقابل او به حساب نمیآمدند، همواره در برابر فداکاریها، شجاعت و احساسات پاک مردم، سر تعظیم فرود می آورد. آن روح بزرگ و کوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تکان میخورد و میلرزید.
ایشان در ملاقاتهای خود با مسئولان سفارش میکرد که شما باید خدمتگزار مردم باشید و به اعضای دفتر اخطار می[داد] که مبادا با مردم بدرفتاری شود.
به گواهی تاریخ، پس از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ائمه اطهار علیهمالسلام عالمان دینی سودمندترین، خادمترین و دلسوزترین افراد جامعه در حق مردم بودهاند و از نظر مادی و معنوی، بسیار در این راه میکوشیدهاند و سختی میدیدند. امام راحل در این زمینه میفرمود: «محرومیت زدایی، عقیده و راه و رسم زندگی ماست».
پدیدآورنده:سیدصادق سید نژاد،
خدمترسانی و تداوم زندگی اجتماعی
بر اساس مطالعات تاریخی، زندگی بشر از دیرباز به صورت اجتماعی بوده است. بدون زندگی اجتماعی، امکان دستیابی به نیازمندیهای متنوع انسان میسّر نیست. زندگی اجتماعی، علاوه بر وجود قانون دقیق و مجریان توانمند و همین طور ضامن اجرایی مطمئن که بتوانند حقوق افراد را به طور کامل تعیین و حفظ کنند، نیاز به برخورداری تک تک مردم و مدیران از یک روحیه همکاری متقابل و احساس ضرورت خدمت به یکدیگر دارد؛ چرا که بدون وجود چنین تعهّدی، هم در روند اجرای قانون مشکلاتی بروز خواهد کرد و هم در استحکام پیوندهای اجتماعی خللی پدید خواهد آمد. بر این اساس، در تمام جوامعْ اندیشمندان به دنبال راه کارهای هستند تا حسّ خدمت به یکدیگر و احساس مسؤلیّت بیشتر در انجام وظایف را تقویت کنند. بررسیها گویای این حقیقت است که در طول تاریخ، موفقترین جوامعْ آنهایی بودهاند که حسّ همکاری و خدمت به هم نوع و پایبندی به انجام وظیفه در آنها بیشتر بوده است.
اسلام آیین اجتماعی
از آن جا که دینْ برنامه هدایت انسان است، کاملترین دین آن است که همه ابعاد وجودی انسان را در نظر بگیرد و در هر مورد، رهنمودهای لازمی ارائه کند. آیین الهی اسلام، به عنوان آخرین و در عین حال کاملترین برنامه هدایت انسانْ در مجموعه آموزههای خود، هم بُعد فردی و هم بُعد اجتماعی بشر را لحاظ کرده است. حتی میتوان گفت به جهت این که زندگی اجتماعی آدمی، عرصه تعارض منافع و خواستهاست، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و نوع احکام و برنامههای اسلامی، چون نماز جماعت، نماز جمعه، امر به معروف و نهی از منکر و...، به جنبههای اجتماعی توجه کردهاند. در این راستا، یکی از تکالیف مهمّ اسلامیْ ضرورت توجّه و اهتمام به امور مسلمانان است؛ یعنی هر فرد مسلمانْ موظف است آماده خدمت به دیگران باشد و همواره در راه حلّ مشکلات و گرفتاریهای آنها بکوشد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در اشارهبه اهمیت این کار میفرمایند: «هر کس که صبح کند، در حالی که به اصلاح امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست».
محبوبترین مردم
در فرهنگ اسلام، رعایت حقوق مردمان از جایگاه والایی برخوردار است. علاوه بر آن که در قرآنْ از انسان به عنوان خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین یاد میشود، در برخی از روایات اهلبیت علیهمالسلام از مردم، اعم از مؤمن و غیرمؤمن، تحت عنوان «عیال اللّه» یعنی خانواده خداوند یاد میشود. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پس از تصریح به این حقیقت میفرمایند: «محبوبترین افراد در پیشگاه خداوند متعال، آن کسانی هستند که به عیال خداوند سود برسانند و خانوادهای را مسرور سازند».
با ارائه چنین تصویری از جایگاه مردم در جامعه انسانی، خود به خود آنها موظّف میشوند در تأمین نیازها و انجام کارها همیشه دیدی وسیع داشته باشند، نیازهای دیگران را نیز نیاز خود بدانند و در حدّ توان، در حلّ گرفتاریها و برآورده شدن نیازهای آنان تلاش کنند.
نهضت خدمت رسانى در همه ساحتهاى مختلف اسلام از جمله اخلاق اسلامى، مورد تاكيد فراوان قرار گرفته و در نظام دينى موضوع خدمترسانى به صورت نهادينه شده مطرح مىگردد.
فلسفه وجودى حكومت دينى، برقرارى عدالت و خدمت به مردم، و واگذارى و پذيرش مسئوليتها نيز در همين راستاست. از اين رو، هر چه مسئوليت، مهمتر و بالاتر باشد، وظيفه خدمترسانى نيز سنگينتر مىشود.
مقاله، در ادامه مطالب فوق، ارزشى و فعل اخلاقى بودن خدمت رسانى از ديدگاه اسلام را مورد بررسى قرار مىدهد و معيارهاى ارزشمندى آن را به بحث مىگذارد. پس از آن آداب خدمت ارزشمند و آثار اخلاقى، تربيتى آن را مطرح مىكند و بدين ترتيب با خاتمه و نتيجهگيرى پايان مىيابد.
كليد واژهها: خدمت رسانى ـ اهتمام به امور مسلمين ـ ارزش اخلاقى ـ نوع دوستى و غير خواهى - حسن فعلى ـ حسن فاعلى.
مقدمه
خدمترسانى در اسلام را مىتوان در ساحتهاى مختلفى مورد بحث قرار داد؛ خدمت رسانى در ديدگاه آيات، روايات و ادعيه، سيره معصومين(ع)، سيره فقها، خدمت رسانى در ادبيات و هنر و شعر شاعران، خدمت رسانى از منظر كلامى، فقهى و از جمله اخلاقى.
منظور ما ازارائه اين مقاله، پاسخ بهاين پرسش است كه آيا خدمترسانى فعلىاخلاقى و ارزشى است يا خير؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، معيارها، آداب و آثار آن چيست؟
بى ترديد، با ثابت شدنِ ارزشى بودن بحث خدمترسانى، ضرورت و اهميت آن نيز روشنتر مىشود و خدمتگزاران را در خدمت بيشتر و بهتر، با انگيزه جلب رضايت خداوند متعال شايقتر و در خودسازى، تهذيب نفس و قرب الهى بهرهمند خواهد كرد.
انسان اجتماعی است و در جمع , استعداش شکوفا می گردد انسانها, همانند سنگهایی نیستنداز یکدیگر بی خبر و با هم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است . به همین جهت , در فرهنگ بشری , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون , جامعه انسانی به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلی و خدمت رسانی دعوت کرده و آن رااز مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهی , که براساس ارزشهای فطری و واقعی استوارند, به این امر عنایت کرده و نقش اساسی را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهی , در راس خدمتگزاران جوامع بشری بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامی , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :خیرالناس انفعهم للناس 1 .
برای روشن شدن ابعاد و زوایای موضوع , بحث را در چند محور پی می گیریم :
مفهوم خدمتگزاری
خدمتگزاری , مفهوم وسیع و گسترده ای دارد.این واژه , تمام فعالیتهای مثبت و مفیدانسانها را در زمینه های :اجتماعی ,اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و معنوی شامل می شود.این نکته را یادآور می شویم که : [خدمتگزاری] غیراز[ انجام وظیفه] است . برای روشنی و وضوح معنای خدمتگزاری , لازم است , مرزاین دو مشخص شود.
کسی که مسؤولیتی بر دوش دارد, چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی , و درازای کار, مزد دریافت می کند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستای خدمت به خلق قرار می گیرد. خدمتگزار, واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فردارتباط دارد.
البته اگر شخصی در انجام وظیفه اش کوتاهی نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهای زندگی مردم قرار داد و تابع یکسری مقررات خشک و دست و پاگیراداری نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت می کند ولی هر خدمتی خدمتگزاری نیست . 2
معلمی که علاوه برانجام دقیق وظایف , برای رشد و شکوفایی شاگردان , دل می سوزاند, عالمی که علاوه بر تبیین احکام دین , درامور خیر و مسائل زندگی مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاریهایش ,از لذتهای زندگی چشم می پوشد, متمکنی که علاوه برانجان وظایف شرعی , بااموال و دارائیش بانی مراکز سودمند می گردد و به نیازمندان امداد می رساند و بالاخره آن رزمند بسیجی که از ناموس وارزشهای دینی , عاشقانه به دفاع بر می خیزد, همه ,از نمونه های بارز خدمتگزاری بیشمارند. بدینسان می یابیم که در مفهوم خدمتگزاری , گذشت , فداکاری ,ایثار, تحمل سختی و ناگواری واحساس هبستگی به همنوعان نهفته است .
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |